محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
305
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
نشاط و تقويت است . و مداومت حُلو ، مُرخى معده و مُضعف شهوت و مُسخّن بدن است ، زيرا كه از شأن حلاوت است كه از حرارت معتدلهء خويش رطوبت را سيال مىسازد و تحليل مىكند و جمود را دور مىنمايد و اين معنى لا محاله باعث ارخا و ضعف است . و چون حلو خون و صفرا بيشتر تولد مىكند بدن را نيز گرم مىسازد . و مداومت و ملازمت مالح چشم را ضرر دارد و معده را نيز و بدن را خشك مىكند ، بهر آن كه مجلّى و محلّل و قاطع رطوبات است و خون نيك خصبآور از وى متولد نمىشود . و مداومت و استكثار اغذيهء يابسه مُسقط قوت و مُفسد لون و مُجفّف طبع است . و وجه سقوط قوت از او آن است كه ارضيت در يابس غالب مىباشد و بدان سبب روح از وى متكوّن نمىگردد . و ايضا استحالهء او به رطوبات ، طبيعت را در تعب مىافگند و بدل ما يتحلل به زمانى مطلوب مستحصل نمىشود و اين اشيا لا محاله مُضعف و مُسقط قوتاند . اما وجه فساد لون از وى آن است كه خون مستحصله از آن غليظ مىباشد و بدان سبب بر ظاهر بدن نافذ نمىتواند شد على ما ينبغى . و وجه خشكى طبع از غذاى خشك ظاهر است . و عام است كه مراد از طبع در اينجا مزاج باشد ، يا براز . و مداومت دسم در احداث كسل و اذهاب شهوت طعام حكم تفه دارد ، بنا بر توليد رطوبات مرخيه . و ايضا از دسومت عفونت زودتر پديد مىآيد در خلط مستحصله از وى ، لهذا شيخ ميگويد كه : الغذاء الدسم الموافق إذا تنوول بعده غذاء ردي أفسده و شارح گفته : سبب از اين سهولت قبول دسميّت مر تغيّر را بنا بر وفور رطوبت است لأن الرطب أقبل في التأثر عن كلّ ما يرد عليه و هرگاه حال دسم موافق اين باشد غير موافق به طريق اولى از تعقّب طعام ردى افسد خواهد شد . و ظاهر كلام شيخ موهم بر آن است كه اگر نخست غذاى ردى خورند و بعد آن طعام دسم موافق اغلب كه منجر به فساد نشود . و يجب أن لا يماطل الشهوة فإنها توجب انصباب المواد الرديئة إلى المعدة و واجب است اين كه تا دير بر گرسنگى نكشد ، يعنى هرگاه جوع غالب صادق پديد آيد آن را مدافعت نكند و زود طعام بخورد ، بهر آن كه تا دير گرسنه ماندن با وجود اشتهاى صادق و بدون حاجت گرسنه ماندن باعث انصباب مواد فاسد است به سوى معده در اكثر و ريزش ماده بر معده موجب آفت كثير است . و بايد دانست كه معده هرگاه خالى مىشود جذب مىكند رطوبات را از بدن و اكثر آنچه منجذب مىشود به سويش صفرا است . و رطوبات مائيه كه به سبب لطافت به سهولت قبول مىكند انجذاب را چون مواد مذكور در معده خالى كه ذى اشتعال است مىآيند ممتد مىگردند همچون صديد مىشوند و ايجاب مفاسد مىنمايند ، از اينجا است كه وقت صبح دفع ناشتا لازم دانستهاند اگر چه به اندك چيز باشد . و كذا در روز و وقت شب خوردن طعام مقرر كردهاند . طعام صبح را عرب فطور